برگزاری نمایشگاه

سلامی چو بوی خوش آشنایی

+ یه روز با بچه های پایه مسجد محلمون که سه چهار نفر می شدند یه جمعی رو تشکیل دادیم تا کمک کنیم به پیرمردهای تولیدکننده ی محلمون که تولیدی دارند ، رشد کنند (خوش شانسی یا بدشانسی مسجد ما نزدیک مغازه های چاپخونه بود)

+ به خاطر همین تصمیم گرفتیم بگردیم و بهترین محصولاتشون را پیداکنیم و یه لیست شد که از کفش بگیرید تا مدادو کاغذ و این جور چیزها و تونستیم با اصرارهای زیاد و تلاش های فراوان یه جایی رو درست کنیم که تولیدکنندگان بیان و محصولاتشون رو بفروشند.

+خیلی برای برگزاری نمایشگاهمون تلاش کردیم و تمام انگیزمون درون این نمایشگاه خلاصه می شد وقتی جلوتر رفتیم بیشتر با مشکلات تولیدکنندگان آشنا شدیم و تیممون را گسترش دادیم تا بتونیم بیشتر بیشتر به تولیدکنندگانمون کمک کنیم .

+سایتمون را تاسیس کردیم و یه تیم پژوهشی به کارگرفتیم تا بیشتر روی محصولات تولیدکنندگان و مشکلاتشون متمرکز بشن ولی تنها چیزی که از نمایشگاه یادگرفته بودیم این بود که باید بجنگیم تا بدستش بیاریم.

دنیایی به اسم توتوکا

چیزی که می دونستیم این بود که رسالت و آرمانمون شده بود توسعه تولید کالای ایرانی و کمک کردن توی این حوزه ما رو به وجد می آورد

و دنیایی شکل گرفت به اسم توتوکا

اتصال توتوکا